تبليغاتX
 دندانپزشکان جوان

دندانپزشکان جوان
به کلبه ی ما خوش آمدید

.:: مثلث برمودا ::.

آیا می دانید مثلث برمودا چیست؟

کاملا اشتباه می کنید منظورم آن مثلثی که در فلان اقیانوس است نیست.

بلکه به تازگی یک مثلث کشف شده که داره دانشجویان دندان پزشکی ترم اول را در خود حل

 می کند . اضلاع این مثلث تشکیل شده از درس ۳ واحدی بافت که کم خطر ترین ضلع این مثلث است.

ضلع بعدی درس به ظاهر ۲ واحدی بیوشیمی است که این روز ها رقیب سر سخت ضلع سوم به

 نام درس ۶ واحدی آناتومی شده واین دو با همکاری ضلع اول سعی در ایجاد اختشاش در اوضاع روانی

دانشجویانی دارند که تازه چند وقت بیشتر نیست که غول کنکور را پشت سر گذاشته اند .

در پایان از همه شما در خواست می شود که بگید ما چه طوری آناتومی بخونیم که وقت برای

بیوشیمی بماند چه برسد به درس بافت و باز هم چه برسد به ۸ واحد دیگر که همگی باید در این

 ترم پاس شوند.  

 

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: جمعه بیست و پنجم آبان 1386
ساعت: 10:12


.:: رکورد کمترین بازدید وبلاگ ::.

دیروز پس از مشخص شدن زمان امتحان میان ترم بیوشیمی بچه های کلاس بجز من و نوید و آرش در شوک شدیدی فرو رفتند و گویا به محض رسیدن به منزل یا خوابگاه به شکل فوق کنکوری شروع به مطالعات بیوشیمیک کردند.بابا بی خیال امتحان دو هفته بعده. نترسین به قول یکی از دوستان همتون نمره می گیرین مثل ماه...

دقایقی قبل هم که نگارنده درحال نگاه کردن آمار وبلاگ بودم از آمار ۳۷ بازدید دیروز شوکه شدم.چرا که پس از رسمیت یافتن وب آمار هیچ وقت از ۸۰ تا پایین تر نمی اومد .

 با این حساب پیشاپیش رتبه ی آخر کلاس رو به خودم تبریک میگم.

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
ساعت: 11:35


.:: سوتی های گزارشگران صدا و سیما! ::.


**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند)
**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم*
**دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))
**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی اکثر تیم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاری مشخص میشدند اما کوتی
(ایند هوون)را تیم پی اس وی psv
را ای جی ایکس معرفی میکرد Ajx (اژاکس)
**در جام جهانی 1990تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره اسکیلاچی رو کرد . در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ میکردند. در یکی از بازیهای وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت((حالا اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای داره من نمیدونم! به هر حال گل خودش را زد))
**در یکی از بازیهای تیم مراکش در جام جهانی 98 نام بازیکن این تیم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روی صفحه تلویزیون حک شد. بهرام شفیع با هیجان فریاد زد ((بله،نفهمیدیم چی شد اما در هر صورت داور بازیکن مراکش را اخراج کرد و حالا این تیم باید ده نفره به بازی ادامه بده))
**در روزهایی که دانمارک تا مراحل پایانی جام ملت های 1992 پیش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازیکنان نه چندان مطرح این تیم را از هم میپرسیدند ، بهرام شفیع یکی دیگر از شاهکارهایش را رو کرد . مربی دانمارک دست به تعویض زد و کارگردان تلویزیونی نام بازیکن تازه وارد و بازیکن تعویضی را به همراه عبارت DENMARK روی انتن فرستاد شفیع اسم بازیکنی که به سمت نیمکت ذخیره ها حرکت میکرد را درست تلفظ کرد اما...(( و به جای او دن مارک وارد زمین میشه!))
**در جریان یکی از بازیهای پرسپولیس در فصل گذشته که پس از افطار برگزار میشد مجید خدایی کشتی گیر ملی پوش ایرانی در میان تماشاگران حاضر شده بود وقتی تلویزیون چهره او را به تصویر کشید عادل فردوسی پور گفت((این هم مجید خدایی کشتی گیر تیم ملی فوتبال ایران))
**عباس بهروان در حین گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوری که مشاهده میکنید شرایط جوی اصلا مناسب نیست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاری یک بازی زیبا را از بین برده))
**بازی نیمه نهایی جام جهانی 94بین برزیل و سوئد برگزار میشد و باز هم عباس بهروانپشت میز گزارش نشسته بود.در دقیقه 9 ضربه مازینهو به تور کناری دروازه اصابت کرد و به اوت رفت ((توی دروازه ...توی دروازه..این گل میتونه نوید یک بازی پر گل و زیبا رو باشه برزیل 1 سوئد 0))البته پانزده دقیقه بعد جهانگیر کوثری که به عنوان کارشناس در استودیو حضور داشت گفت:((البته مثل اینکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهی از بینندگان عزیز بازی کماکان 0_0 دنبال میشه))
**اسکندر کوتی در حال گزارش بازی غیر زنده تیم ملی اتریش و یک تیم دیگر بود. بالای صفحه تلویزیون در محل مربوط به درج نام تیم ها و نتیجه بازی نام لاتین اتریش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر این تیم را استرالیا خطاب میکرد.کار به جایی رسید که پس از پایان پخش این بازی ضبط شده مجری شبکه سه با اشاره به تماس های پر تعداد مردمی ضمن عذر خواهی ،اشتباه گزارشگر را تصحیح کرد.
**چلسی گل زد و جواد خیابانی در لا به لای فریادهایش گفت((بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند)) او بعدها این واقعیت را که در کل بریتانیا شهری تحت عنوان چلسی وجود ندارد پذیرفت. اما به عنوان اخرین دفاعیه اش مدعی شد چلسی نام محله ای در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل این می ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگوید((الان اهالی میدان استقلال سر از پا نمی شناسند))
**کریم باقری بازیکن ارمینا بیله فلد پشت یک ضربه ایستگاهی از فاصله 30-40 متری ایستاد و مزدک میرزایی که دو مانیتور را پیش روی خود داشت برای نواخته شدن ضربه لحظه شماری میکرد . یکی از مانیتور ها مربوط به پخش مستقیم و بدون تاخیر بود و دیگری با حدود 15-10 ثانیه تاخیر تصاویر مربوط به شبکه سه را روی انتن می فرستاد.کریم در مانیتور شماره یک ضربه را زد و گزارشگر با هیجان بسیار زیاد شوت او را استثنایی لقب داد .تماشاگر تلویزیونی اما هنوز باقری را در حالی که دست به کمر زده بود و دیوار دفاعی حریف را بر انداز میکرد میدید.عکس العمل مزدک خیلی جالب بود((البته این ضربه لحظاتی بعد زده شد))
**این یکی را محمد دادکان به خاطر می اورد . قبل از اینکه رییس فدراسین فوتبال شود در یکی از برنامه های کارشناسی سیما با اجرای عباس بهروان شرکت کرد .مجری گفت((شما خیلی ساکت نشستین اقای کانداد ... ببخشید اقای دادکان))
**دوستان نزدیک هنوز اورا پولی اوف صدا میزنند داستان از این قرار است که ایشان پیش از انکه این واژه Play off سر زبان ها بیفتد لغت فارسی ان را در جایی خوانده بود و در جریان یکی از گزارش هایش گفت((اگر همین نتیجه حفظ شود سرنوشت در بازی پولی اوف مشخص خواهد شد.
**این یکی فوتبالی نیست اما خیلی قشنگه . یدالله اعتصامی در جریان گزارش مستقیم یکی از جدال های داخلی در حالی که از نمایش پسر یکی از کشتی گیران قدیمی به وجد امده بود تصمیم گرفت احساسش را در قالب یک بیت شعر بیان کند
((پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشاید که نامش نهند آدمی!!!))
البته بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند قدیم ها مصراع دوم این بیت ((تو بیگانه خوانش نخوانش پسر))بوده
**بازی پرسپولیس و تراکتور سازی بود.تابلوی تعویض بالا رفت و غلام حسین دین محمدی قصد داشت برای تراکتور وارد زمین شود .جواد خیابانی اما ناگهان تمام تماشاگران تلویزیونی را در جای خود میخکوب کرد ((حالا غلام حسین دین محمدی برادر بزرگتر رسول خطیبی وارد زمین میشه )) او بعد ها مدعی شد نسبت خانوادگی حسین و رسول خطیبی و سیروس و غلامحسین دین محمدی را قاطی کرده.
**تمام دنیا مهاجم یوگسلاو تیم ایندهوون را ماتیو کژمان صدا میزنند اما از انجایی که جنگ فوتبال اروپا قوانین خاص خودش را دارد و املای لاتین او Kazmen بود اسکندر کوتی در عرض یک دقیقه هشت بار گفت ((ماتیو کازمن))ان روزها کاظمیان هنوز معروف نشده بود وگرنه میشد احتمال داد که این دو بازیکن را با هم اشتباه گرفته.
**و دفتر داستان های شیرین سوتی های گزارشگران را با خاطره ای ازگزارش غلامعلی پیر ایرانیدر زمان برگزاری مسابقات دسته فوق سنگین وزنه برداری بازی های اسیایی دوحه می بندیم((حالا،حسین رضا زاده وزنه 205 کیلو متری را بالای سر می برد ))این مورد البته از رادیو انتخاب شده بود
به نظر شما بهترین سوتی کدام یک است؟

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
ساعت: 10:16


.:: به یاد گنبد سبز پیامبر ::.

نوید عزیز  با نظر لطفت شرمندم می کنی.  این شعر رو جلوی گنبد حضرت رسول نشسته بودم که به امداد حضرت ساقی بر لبام جاری شد( این شعر خیلی طولانیه اما چون اون موقع ننوشتمش فقط چند بیتیش یادمه):

باده ی من بوی محبت گرفت       جان مرا آتش الفت گرفت

سبز ترین قله ی عرفانی ام         سبز ترین یاد غزلخوانی ام

سبز ترین محفل دردی کشان       سبز ترین بارگه بی نشان

سبزترین جلوه ی پروردگار             سبزترین رحمتی از کردگار

سبزترین لحظه ی عمر مرا             یاد تو ام بود به جان دلبرا

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
ساعت: 19:42


.:: یه شعر از مولوی ::.

 

ای یوسف خوش نام ما،خوش می روی بر بام ما

ای در  شکسته  جام  ما ،  ای  بر دریده  دام  ما

                                                    ای نور ما ای سور ما، ای دولت منصور ما

                                                    جوشی بنه در شور ما، تا می شود انگورما

ای دلبر و مقصود ما ، ای   قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما ،  نظاره کن در دود  ما

                                                      ای   یار   ما ،  عیار  ما  ، دام دل خمار ما

                                                     پا وا مکش از کار ما ، بستان گرو دستارما

در گل بمانده پای دل ، جان می دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ، ای وای دل ، ای وای ما

                                                                       مولوی

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
ساعت: 12:14


.:: عجیبه! ::.

خیلی عجیبه که من این موقع  که ساعت الان شیشه دارم مطلب می نویسم. چون من خوابگاهی هستم. نه باور کنید کافی نت نرفتم به خدا. عجیب تر اینجاست که خودمم نمی دونم چه جوری دارم می نویسم. بچه ها پاک گیج شدم. شما می دونین قضیه چیه؟؟؟؟؟؟؟

حالا علی الحساب یه یادگاری:

از  کعبه   و   بتخانه   تا   مسجد   و   میخانه

مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه

برید حال کنید...

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت: 17:12


.:: ::.

سلام دوستان!!!(از طرف نازنین و آزاده:یک روح در دو بدن!!!)

درسته که دیگه کم تر می نویسیم....ولی به یاد وبلاگ هستیم عهدنامه مون رو هم فراموش نکردیم(می ترسیم خیلی وفادار بمونیم بهش این ترم بیفتیم!!!)

اصلا احتیاجی به این حرفا نبود...ما تاره ترم یکیم حالا سالهای سال با هم کار داریم.

بیایم همین جا کدورت ها رو کنار بذاریم(دست به دست هم میهن خویش کنیم آباد)

و موضوع رو فراموش کنیم.

همیشه یادمون باشه که راه های بهتری از اون چیزی که فکر می کنیم برای حل مشکلات تو دنیا وجود داره...

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت: 10:17


.:: چو ایران مباشد تن من مباد ::.

جاي غم باد هر آن دل كه نخواهد شادت...

 

 

 

 

 

تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم. اي سرزمين مردان و زنان استوار. هماره شهره ي استقامتي كه اين چنين چشم بدخواهان هيبتت را بر نمي تابد. 

اي قدمگاه موحدين. آسمان به ياد ندارد كه خاكت دست مايه ي چپاول دونمايگان باشد و دليران اين ديار ظلم را به نظاره بنشينند.

از شمال تا جنوبت. از سرسبزي مازندران عزيز. از ديار طوس كه بامدادان آفتاب هشتم از آسمان آبيش سر بر مي آورد.از سرزمين آذري زبانان كه به غيرت و حميت شناسه اند. از كوير تشنه ي محبت كه البته قلب تپنده ي توست. از مرزبانان سلحشور كرمانشاه و كردستان و ايلام  تا مردمان بندر همان هم صحبتان خليج پارست همگي مايه ي فخر و مباهاتند.

و تو بر خود ببال كه اين چنين بزرگي..  

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت: 7:31


.:: یک سوال فیزیک! ::.

 
"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"


سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.

يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود."

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."

دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"

"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."

"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."

"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."

"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."

"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود.

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت: 7:7


.:: تشنج در گروه دندانپزشکان جوان ::.

بالاخره جزوه ی آناتومی دکتر فراهانی که چندی قبل تو همین وبلاگ عنوان بهترین جزوه رو به خودش اختصاص داد مسئله دار شد و عامل درگیری صبح شنبه در کلاس ۲۰۳.

اول از همه باید از نوید و شروین و مهرشاد به خاطر نوشتن این جزوه سنگین تشکر کرد. قبول دارم که شما باید صدای استادو پیاده کنید و مطالبو با اطلس مطابقت بدید و انصافا وقت گیر ترین جزوه هست. اما اول از همه ما باید بدونیم مسئله چیه؟

اگه شما خسته شدین اعتراضتون کاملا بجاست. خیلی ها تو کلاس جزوه نمی نویسن. در این شرایط خوب بگید خسته شدیم یکی دیگه بنویسه. چون شما زحمت خودتونو کشیدین.

اگه از جزوه ی خاصی ناراضی هستین بگین کدوم جزوه که مشکل برطرف شه. اینکه هر کی یه چیز بگه و آخر به درگیری بکشه مشکلی حل نمیشه.

به هر حال اگه این بحثو پیش کشیدیم واسه اینه که شما به هدفتون برسید و صادقانه هر موضوعی هست بگید.

ببخشید دوستان... 

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: شنبه نوزدهم آبان 1386
ساعت: 11:8


.:: جاو ید باد شروین... ::.

بالاخره تکلیف جنسیت من مشخص شد!

اصلا احتیاجی به نظرگیری و این حرفا نبود!امروز رفتم TEXT جراحی دکتر علی اکبر دهخدا رو خوندم!دکتر تو کتابش خطاب به من نوشته بود:

*اصلا احتیاجی به جراحی نیست . "شروین" مخفف اسم "انوشیروان"هست...*

حالا با عرض معذرت و تاسف ، به اونایی که اسم دخترشونو می ذارن "شروین" ،باید بگم که اسم پسر،رو دختراتون گذاشتین !!! سند حرفام هم میتونید تو جلد سوم TEXT جراحی دکتر دهخدا ببینید.حالا اگه "انوشیروان"اسم دختره،منم خانوم هاشم زادم!

بد نیست با معنی اسمم هم آشنا بشید:

انوشیروان=>انوشه روان=نوشین روان 

درکل "شروین"به معنی جاوید(جاویدان) هست.

"جاوید باد شروین"

+ نویسنده: شروین هاشم زاده
تاریخ: جمعه هجدهم آبان 1386
ساعت: 20:33


.:: پایان 4 روز استراحت! ::.

تعطیلات ۴روزه(برای بعضی ها مثل خودم ۳روزه) فردا به پایان می رسه .

این ۴روز برای افراد مختلف به صورت های مختلفی گذشت:

عده ای از افرادی که در امتحان سرشان به سنگ خورده بود به سمت شبکه گردنی

و ماهیچه های prevertebral حمله ور شدند!

عده ی دیگری برای کاهش بار عصبی و فرار از این محیط fullstress به مسافرت چند

روزه رفتند که البته من با اینجور مسافرتا زیاد موافق نیستم چون فقط آدمو هوایی

می کنن و تا بیای بفهمی چی به چیه تموم می شه!

البته گروهی از این افراد  هم برای دیدن خانواده رفتن.

در این میون یه عده هم مثل من بین زمین و آسمون آویزون بودن و وقتشونو با خوندن کتاب harry potter می گذروندن!

به هر حال خدا کنه به همه خوش گذشته باشه و فردا همه به سلامتی برگردن سر کار و زندگیشون!

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: جمعه هجدهم آبان 1386
ساعت: 13:19


.:: ارتقای وبلاگ- عذرخواهی ::.

پس از سقوط غیر منتظره ی آمار وبلاگ پس از امتحان آناتومی تصمیم گرفتیم تغییراتی رو در وب ایجاد کنیم تا بلکه وبلاگ جذاب تر بشه و به اون روز های اوج خودش برگرده.این تغییرات به نظر من یه کمی وبلاگو شادتر میکنه.البته می تونم کارای دیگه هم در این زمینه بکنم. اما اونا رو گذاشتم برای بعدکه بتونیم یه تنوعی ایجاد کنیم. اما اینم مهمه که بچه ها یکم وارد گود بشنو مطلب بنویسن.مدت هاست که تو مطالب هیچ خبری از بچه ها نیست. مطلب نوشتن اونقدرا هم وقت گیر نیست.

حالا اول بگید نظرتون در مورد تغییرات جدید چیه؟

بعد اینکه به نظر شما چی کار کنیم وبلاگ از این رکود در آد؟ 

صبح پنج شنبه من مجبور شدم به دلایل شخصی طی یک اقدام غیر منتظره تمام مطالب و نظراتم رو از وبلاگ حذف کنم.جاداره از این بابت از همه عذرخواهی کنم.به هر حال من هر موقع از این اتفاق ها برام افتاد سر از وبلاگ های خودم در می آرم که می تونین از اونجا ردمو بزنین:

www.hossein-babazadeh.blogfa.com

www.mobahat.blogfa.com

البته من وب های دیگه هم دارم که راسه کار شما نیست!!!!

+ نویسنده: حسین بابازاده
تاریخ: جمعه هجدهم آبان 1386
ساعت: 11:8


.:: تمنای قدرت ::.

خدایا قدرتم را دو چندان کن نه در بازوانم

قلبم را قدرتی بخش تا ناملایمات زندگی را آسان تر تحمل کنم

تا بدانم عشق چیست و چگونه عشق بورزم؟

خدایا قدرتم را فزونی بخش نه چشم هایم و نه زبانم

بلکه فکر و اندیشه ام را تا بدانم کیستم و چیستم

تا از دوش ناتوانی باری برگیرم

تا دست سردی را گرمی بخشم

تا دردمندی را آسوده سازم

خدایا قدرتم را افزون کن

نه در گستاخی و نه در گزافه گویی بلکه روحم را

تا بدانم انسانیت چیست و کجاست

تا بدانم کوتاه ترین راه برای انسان شدن و انسان ماندن چیست

خدایا کمکم کن من تمنای قدرت دارم.

این هم برای کسایی که امتحانو خراب کردن(از جمله خودم)،

تلاش کن و شکست بخور،اما در تلاش کردن شکست نخور.

+ نویسنده: مهرناز حسین زاده
تاریخ: پنجشنبه هفدهم آبان 1386
ساعت: 13:30


.:: ::.

می بینم که کاملا وبلاگ از رونق افتاده!

من که شخصا به علت شوک بزرگی که از امتحان بهم وارد شد سیستم الافی رو بوسیدم گذاشتم کنار

ولی آقایون و خانم هایی که امتحان رو خوب دادید! بهانه شما واسه ایزوله کردن وبلاگ چیه؟

بابا یه حرکتی یه نظرسنجی ای چیزی بذارید!!!!!!!

+ نویسنده: مهرشاد جعفری
تاریخ: چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
ساعت: 19:34


.:: وای چقدر ساکتین ::.

هفته پیش بود

آره پنجشنبه هفته ی پیش (آخ عجب آخر هفته ای ) همه شور و شوق عجیبی داشتند.

هیچ کس باورش نمی شد که این وبلاگ اینقدر مورد توجه قراربگیره. بچه ها تا ساعت ۱ شب

بیدار می موندن و برای بلاگ مطلب می نوشتن ، نظر سنجی می ذاشتن، عهد نامه می نوشتن ...

ولی کو.... کو اون همه اشتیاق پس چرا رفتین. بابا حالا که دیگه امتحان هم نداریم. پس چرا مطلب

نمی نویسین یا چرا نظر نمی دین.....

به نظرم چشممون زدن

آهای آقا مهرشاد وشروین و سینا و خانم دکتر ها بابا یه کم از آرش و حسین یاد بگیرید.

اگه چیزی به ذهنتون نمی رسه لااقل نظر که که می تونین بدین

حالا دیگه خودتون می دونین اگه اومدین که هیچ اگه نه ..........    

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
ساعت: 18:48


.:: هویت من!!! ::.

سلام دکترا!

این هویت منم واسه خودش مشکلی شده ها.یکشنبه که استاد کامپیوتر،بعد از گذشت نیم ترم منو خانوم صدا کرد!حاج حسینم با نوشته ی آخرش نشون داد مثل اینکه خیلی مشتاق بدونه من بالاخره تکلیفم چیه.خلاصه مجبور شدم این خبر رو اعلام کنم:

همونطور که حاجی اعلام کرد بالاخره ما رفتیم دکتر... . دکترای بیمارستان بعد از معاینات پیشرفته و تشکیل میز گرد به این نتیجه رسیدن که هر دو حالت می تونه اتفاق بیفته و تصمیم گیری با خودمه.منم که به نظر دوستام احترام می ذارم،پس خواهشا قبل از عمل جراحی نظراتونو بگید.چون بعد از عمل هیچ راه بزگشتی نیست!

تا جمعه نظر بدید . بعد از رای گیری با توجه به اکثریت آرا در روز شنبه ، سر کلاس،پیش هم جنس های خودم میشینم

در ضمن اگر نظرتون همراه با ذلیل نباشه ، رای مردود اعلام میشه! 

+ نویسنده: شروین هاشم زاده
تاریخ: سه شنبه پانزدهم آبان 1386
ساعت: 16:2


.:: حجازی کریمی پیوندتان مبارک. ::.

بالاخره بعد از مدت ها رایزنی و تبادل نظر فیروز کریمی به عنوان سرمربی و ناصرخان حجازی به عنوان مدیر فنی استقلال انتخاب شد. ترکیبی که من و اکثر کارشناسان برجسته در ابتدای فصل به حاج آقای فتح الله زاده پیشنهاد کردیم ولی ایشان پیشنهاد مارا نپذیرفت اما سرانجام بعد از ۱۲ هفته مجبوربه انجام این کار شد.

با توجه به این که ناصرخان و فیروزخان تنها مربیان ایرانی اند که در ۲۰ سال اخیر توانسته اند تیم های خود را به فینال باشگاه های آسیا برسانند همکاری این دو می تواند لرزه بر تن تمامی تیم ها از جمله گوجه ای پوشان پایتخت بیاندازد!

منتظر توفانی به نام استقلال در آینده ای نزدیک باشید.

 

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: سه شنبه پانزدهم آبان 1386
ساعت: 10:32


.:: قول شرف!! ::.

salam salam be dustaye golam!!

nemdunam,vali hes mkonam kari ro shuru kardim ke payan nadare,hes mkonam jamE ro tashkil dadim ke ruz be ruz garmtaro por shur tar mshe,ruz be ruz tedademun bshtar mshe va mohabbat beinemun mese dustaye vagheE roshd mkoneo shukufe mide...jamE ke vaghti be ghole dr mehrshad bikar shodim hadeaghalesh vaghte bikarimuno por kone hata!shayad javgir shodim ma,shayad asan in javve enghadar shadide ke momkene motelashi beshim(be khatere feshare ziad!) vali age jav ine,bezar begiratemun! ei kash hame tu in jur java hal beshan! man ke dusesh daram...

hala ke shuru kardim,hala ke ma term sefria hemmat kardim,erade be kharj dadim,khastim!! ke bashim,ok hastim,biain ta tahesham bemunim,ta tahesh,6 sal, 10 sal, ya ta akhare omr!age ghol midi ta tahesh mese kuh poshte ham bashim eival beguo inja comment bede....

be omide...

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: شنبه دوازدهم آبان 1386
ساعت: 6:24


.:: ::.

سلام دوستان

در همین ابتدا لازمه که از اقای طهماسبی و بابازاده تشکر کنم که این بچه های نوترون کلاس ما رو به حرکت اوردین.ودر اخر برای همه ی  دکتر های ترم یکی ارزوی موفقیت می کنم.

+ نویسنده: سمیرا بیرقی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 19:15


.:: ::.

سلام دوستان

می خواستم اول از همه به این خانم به اصطلاح  دکتر بگم سالی که نکوست از بهارش پیداست.

تا حالا آدمی به کوته فکریه این شبنم خانم ندیده بودم.برای خودم متاسفم که همچین هم نوعی دارم.ببخشید بچه ها نمی خواستم اولین مطلبم رو با توهین به یه نفر شروع کنم ولی شد دیگه.

سازنده ترین کلمه صبر است برای داشتنش دعا کن.ضعیف ترین کلمه حسرت است آن را بجوی. تواناترین کلمه دانش است آنرا فرا بگیر.لطیف ترین کلمه لبخند است آن را حفظ کن.

اگر نمادی از امید تو فنجان قهوه ات نمی بینی  اگه تو طالع این ماهت هم خبری از معجزه نیست بدون که خدا همه چیز رو سپرده دست خودت تا بهترین ها رو برای خودت به ارمغان بیاری.

باز هم پاییز است

رنگ ها در راهند

چشم هایت را بردار و بیاور

وکمی ذوق و بصیرت با خویش

پیش از آن لحظه که باز

شادی و شیطنت کودک باد

دستمالی کند این همه نقاشی را.

امیدوارم یکشنبه همتون ۲ بگیرید.بای

 

+ نویسنده: مهرناز حسین زاده
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 14:50


.:: این خانومه چی می گه؟ ها؟؟ ::.

bacheha!!! maman bozorgemun be manam hamle kardan!! akhe man nemifahmam shabnam jun toro sanana????!! ma che moshkeli vase to doros kardim? ha? to avval boro moshkele khodeto hal kon ba khodet,kesi az to nazar nakhaste,id ham nakhast,lotfan boro va dge poshte saretam nega nakon,ino az tarafe hameye bachehaye terme 1 ya sefr ya manfi ya har chi ke dus dari esmesho bezari mgam,bye bye vase hamishe!!!!!

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 13:45


.:: منم بگیــــــــــــــــــــــــن... ::.

سفید=آروم                                          بنفش = خسیس

آبی=مغرور                                           زرد = بی بخار

قرمز=فوزول  (فوضول؟)                           سیاه = مرموز

سبز=بانمک                                        گلبهی = جلف     

نارنجی=دیوونه                                    آسمانی = جنتلمن                     

قهوه ای=باحال                               یشمی = سرد و نچسب

صورتی=خجالتی                                طوسی = دل رحم و مهربون 

+ نویسنده: الهام محمدربیع
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 13:38


.:: ::.

من چی دوستان؟من چه رنگی هستم؟

+ نویسنده: نازنین سمیعی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 11:37


.:: من چه رنگی هستم ::.


سفید=آروم                                          بنفش = خسیس

آبی=مغرور                                           زرد = بی بخار

قرمز=فوزول                                          سیاه = مرموز

سبز=بانمک                                       نارنجی=دیوونه                                                      

  آسمانی = جنتلمن                    گلبهی = جلف                                                               

   قهوه ای=باحال                                   یشمی = سرد و نچسب

صورتی=خجالتی                                طوسی = دل رحم و مهربون 

 

 

لطفا جدی نظر دهید!!!!!!!!!!

+ نویسنده: سمیرا بیرقی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 10:43


.:: فراخوان2 ::.

از همه ی نویسندگان این وبلاگ دعوت می شود تا در کنفرانسی که در ساعت ۱۶ امروز(جمعه) برگزار

می شود ، شرکت کنند. این گفتگو در صورتی در ساعت ۱۶ برگزار می شود که حداقل ۵ عضو در آن

شرکت کنند و بصورت کنفرانس در یاهو مسنجر می باشد. از کسانی که ID خود را در بخش

"اگه خواستین........." وارد نکرده اند خواهش می شود سریع تر اقدام نمایند تا اینکه بتوانند در گفتگو

شرکت کنند.

(اگر کسی این مطلب رو دید و باهاش موافق بود هم به بقیه بگه و هم در کامنت این قسمت اسمشو

وارد کنه۰)

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 10:23


.:: نظر سنجی (نسخه دوم) ::.

سفید=آروم                                          بنفش = خسیس

آبی=مغرور                                           زرد = بی بخار

قرمز=فوزول                                          سیاه = مرموز

سبز=بانمک                                        گلبهی = جلف     

نارنجی=دیوونه                                    آسمانی = جنتلمن                     

قهوه ای=باحال                                   یشمی = سرد و نچسب

صورتی=خجالتی                                طوسی = دل رحم و مهربون 

بچه ها!لطفا نظر بدید من چه رنگی هستم وکدوم رنگ بهم نمیاد.(در صورت امکان با دلیل )

لطفا جوابا جدی باشه! مرسی............

 

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 0:36


.:: اگه خواستین......... ::.

بچه ها اگه خواستین ID تون رو در کامنت این قسمت وارد کنید:

 

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 0:15


.:: وای خدای من ::.

سلام بچه ها واقعا غافل گیرم کردین

 پس چرا اینقدر دیر اومدین داشتم دلسرد می شدم

از بس که این وبلاگ سوت و کور بود

من آخرین مطلبم رو ساعت ۱:۳۰ ظهر نوشتم بعد رفتیم بیرون الان که اومدم

ساعت ۱:۷  دقیقه شب است و می بینم که وبلاگ بیشتر به یک چت روم تبدیل شده(کفم برید!)

اولا از دوستان جدید ائم از خانم دکتر ها و فردی مجهول الجنس به نام شروین هاشم زاده تشکر می کنم

وخوشحالم که بالاخره اومدن و پشت ما رو خالی نذاشتند.

ولی برای اینکه جوه وبلاگ چتی وخصوصی نشه

بیاید هر کی دلش می خواهد ID رو بده تا یه زمان هایی با هم صحبت کنیم.

 

 

 

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 0:12


.:: ::.

کله؟! منم بازی!!

سفید=آروم

آبی=مغرور

قرمز=فوزول

سبز=بانمک

نارنجی=دیوونه

قهوه ای=باحال

صورتی=خجالتی

بچه ها!لطفا نظر بدید من چه رنگی هستم وکدوم رنگ بهم نمیاد.

لطفا جوابا جدی باشه!

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 0:9


.:: حالا بگید من کدومم؟ ::.

سفید=آروم

آبی=مغرور

قرمز=فوزول

سبز=بانمک

نارنجی=دیوونه

قهوه ای=باحال

صورتی=خجالتی

بچه ها!لطفا نظر بدید من چه رنگی هستم وکدوم رنگ بهم نمیاد.

لطفا جوابا جدی باشه!

+ نویسنده: مهرشاد جعفری
تاریخ: جمعه یازدهم آبان 1386
ساعت: 0:0


.:: من کدوم بیدم؟ ::.

سفید=آروم

آبی=مغرور

قرمز=فوزول

سبز=بانمک

نارنجی=دیوونه

قهوه ای=باحال

صورتی=خجالتی

بچه ها!لطفا نظر بدید من چه رنگی هستم وکدوم رنگ بهم نمیاد.

لطفا جوابا جدی باشه!

+ نویسنده: شروین هاشم زاده
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 23:50


.:: عکس سه بعدی ::.

عکس سه بعدی magnify

این سیستم خیلی جالبیه که بعضیا میگن قبلا تو کارهای جاسوسی استفاده میشده. به هر حال تو این سیستم عکسها پس از تشخیص چشم شفافیت خارق العاده ای پیدا میکنند. البته وجود بعد سوم هم خیلی واقعی به نظر میاد. با تکان دادن آرام سر میتوان از زوایای مختلف به عکس نگاه کرد. یعنی میشه توی اجسام رو هم دید. برای دیدن عکس باید به اون خیره بشید و چشمهاتون رو آزاد بذارین تا از عکس عبور کنه (یعنی مردمکهای چشم باید به فاصله دورتر از فاصله واقعی عکس متمرکز بشن) بعدش عکس یواش یواش تشکیل میشه

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 23:49


.:: ؟؟! ::.

ای بابا........

پس این خانم دکترا کجان؟!!

وب لاگ مردونه شد که!!

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 23:34


.:: ای ول...!!!! ::.

خیلی خوبه که وبلاگمون شدید داره رونق می گیره...!!!

خوشحالم که بچه ها دست به قلم بردند!!

هر چی این مطالب نوشته شده بیشتر بشه مطمئنا انگیزه بقیه هم بیشتر خواهد شد..

آرش و حسین دمتون گرم..!!!!

 

+ نویسنده: مهرشاد جعفری
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 23:10


.:: شروین می آید...! ::.

سلام به دکترای عزیز!

   یه خانوم دکتردیگه هم به...ببخشید یادم رفته بود که پسرم!

یه آقای دکتر دیگه هم به جمع اضافه شد.نمی دونم بدون حضور خانوم نماینده وبلاگ رونق میگیره یا نه ،ولی بدون من که اصلا این وبلاگ حال نمی ده!

امیدوارم از فردا همه ی بروبچه ها عضو وبلاگ بشن.

درپایان از حسین وآرش عزیز برای راه اندازی این وبلاگ تشکر می کنم. ایشالا که یه زن خوب گیرشون بیاد!

+ نویسنده: شروین هاشم زاده
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 23:4


.:: اخطار ::.

بچه ها می خوام یه اخطاری بدم!

به خاطر مسائل امنیتی(سیاسی فرهنگی حراستی!!) plz مواظب هر چیزی که می خواین بنویسین باشین! همین عنودان تنگ نظر مذکور می تونن با کوچکترین بهانه ای واسمون در دسر درس کنن. (خصوصا که آدرس وبلاگ به صورت همگانی در دانشکده اعلام شده روی برد!)

ممنون!

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 21:24


.:: ::.

سلام دوستان!

منم تصمیم گرفتم بنویسم.....

از آقایان طهماسبی و بابازاده تشکر میکنم به خاطر راه اندازی این وبلاگ.

در مورد ۴شنبه هم بگین که میاین یا نه؟!

+ نویسنده: نازنین سمیعی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 21:7


.:: یک شنبه اولین محک جدی ! ::.

بله

اولین امتحان فرا رسید...

می دونم وقتی که من دارم این متن رو مینویسم اکثر شما در حال بلعیدن استخوان هایید! چه کنیم دیگه...

خداکنه فقط استادا نخوان زهر چشم از ما بگیرن!

همه به ما می گن برای شما که پشت بزرگ ترین ماراتن علمی کشور اینجوری زمین زدید که این امتحانا کاری نداره! ولی اونا نمی دونن که ما درس خوندنمون پشت کنکور گذاشتیمو خودمون اومدیم دانشگاه!(البته بلانسبت شما خودمو گفتم)

البته بره این امتحان که فکر نکنم کسی زیاد استرس داشته باشه استرس واقع موقع امتحانات ترم!(البته اونم بلانسبت شما خودمو می گم!)

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 21:0


.:: من اومدم!!! ::.

سلام!! منم بالا خره تصمیم گرفتم به جمع گرمتون بپیوندم چون فک کردم وبلاگ بدون حضور نماینده ی خوب و مجربی چون من هرگز رونق پیدا نخواهد کرد!!

اول از همه می خوام از دکتر طهماسبی و دکتر بابازاده(به کوری چشم حسودا!!) به خاطر اینکه همت کردن و این کارو شروع کردن نهایت تشکرو بکنم !

بچه ها کلا بی خیال حرف این عنودان تنگ نظر و حسود بشین که ایشالا خدا حقشونو کف دستشون بزاره که ذهن بر و بکس گل ترم 1 رو مغشوش کردن!(البته من سعادت خوندن نظر اون خانم محترم رو نداشتم)

همین جا از همه ی خانم دکتر ها و آقایون دکتر ترم 1 می خوام که با حضور سبزشون تو وب لاگ خودشون جمعمون رو منورتر کنن!! تا مشتی باشد بر دهان اجنبیان جنگ طلب!  

راستی!! من رسما به نتیجه ی نظر سنجی جزوه ها اعتراض دارم!! حتما این وسط تبانی صورت گرفته!!

+ نویسنده: آزاده حصارخانی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 18:24


.:: تدابیر امنیتی! ::.

از همه ی نویسندگان عزیز وبلاگ خواهشمندم به جهت نفوذ عده ای منافق در بین بازدید کنندگان برای نظرات نوشته های خود قفل بذارید تا بدون تایید یکی از نویسندگان نماییش داده نشود(البته با عرض معذرت نسبت به ننجون ها و پیر بابا ها)

 

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 14:7


.:: قابل توجه مادربزرگان و پدربزرگان دانشکده ::.

ای سال بالایی های زود رنجور                         خسته شده اید ز درس بد جور

اکنون که نیافته اید کاری                                 گیرید یقه ی ما ها رو از دور

با سلام و عرض سلامت باشید خدمت بزرگتر های خودم:

امیدوارم که عینک هاتون رو زده باشید تا بتونید مطالب بنده را بخونید.

۱.از اینکه این وبلاگ اینقدر مورد توجه قرار گرفته خیلی خوشحالیم.

۲.اول می خواستم به پیر زن مهربونی که نظر داده بودند که ما جو گیر شدیم بگم که

مادر بزرگ من اخه چرا خودت رو اذیت می کنی خدا نکرده یهو قلبت میگیره ها

باشه من به بچه ها میگم که دیگه تو راه رو ها روپوش نپوشن. اخه روپوش مخصوص شما هاست

که عمری ازتون گذشته نه ما ترم اولی ها که. اگه استاد هم پرسید چرا روپوش ندارین می گم:

 ((آقا اجااااازه مادر بزرگمون نمی ذاره. گفته اگه بپوشین تو دانشکده مسخرتون می کنند! ))

که البته من بعید می دونم که تو دانشکده دندانپزشکی با داشتن اساتید و دانشجویان با فرهنگی

 (البته دور از جون شما) کسی بخواد کسی دیگه رو برای پوشیدن روپوش مسخره کنه .....

۳.در مورد اون فردی که خودش رو "یکی از رفقای؟؟؟؟" معرفی کرده عرض کنم که:

ما اصلا شما رو به وبلاگ دعوت نکردیم که بخواهیم از نظراتتون خوشحال باشیم.

و شما بهتره اول به عنوان یک روانشناس (که بعید می دونم باشی) عقده های درونیت رو

در خودت حل کنی . باشه؟

خوب دیگه جواب همه رو دادم راحت شدم خدا حافظ.

 

 

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 13:34


.:: در مورد نظری که به حرف های من دادند... ::.

من یک چیزی رو نفهمیدم!!!

اول اینگه این نظری که دادند چه ربطی به مطلبی که من نوشتم داره؟

دوم اینکه ما کی تو دانشگاه با روپوش راه می ریم؟ ما که همش سر کلاس ها می پوشیم همون جه هم در می یاریم؟

من فکر کنم کسی که این نظر رو داده فقط می خواسته اظهار فضله(ببخشید فضل) بکنه!!!

+ نویسنده: مهرشاد جعفری
تاریخ: پنجشنبه دهم آبان 1386
ساعت: 9:51


.:: سخنی با ترم بالایی ها ::.

با عرض پوزش نسبت به خانم محترمی که به نوشته مهرشاد نظر داده بودند و امثال ایشون که تعداد اندکی هستند باید در جوابشون بگم دوست  عزیز ما جوگیر نشدیم بلکه خواستیم کار علمی که دانشجویان معتبر ترین دانشگاه های جهان انجام میدن رو در دانشکده پیاده کنیم  حالا چی این موضوع شماهارو نارا حت کرده نمی دونم شاید انتظار داشتید این فکر به ذهن خلاق شما برسه!

در مورد اسم دندانپزشکان جوان هم باید بگم اگر ما بخوایم به خودمون بگیم دندانپزشک مطمئن باشید کسی مدرک شمارو ازتون نمی گیره پس نگران نباشید!

و در مورد پوشیدن روپوش هم به امید خدا از این به بعد سعی می کنیم اول از شما اجازه بگیریم دندانپزشک واقعی!

انشا ا... باعث کدورت خاطر کسی نشده باشم واز این که کمی تند رفتم معذرت می خوام. 

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: چهارشنبه نهم آبان 1386
ساعت: 21:29


.:: مردی به نام اردستانی... ::.

مردی نازنین!!! با قدرتی ستودنی !

توانایی صحبت با یک لحن و بلندی صدا به مدت ۲ ساعت!!!

باید مواظب باشی که سر کلاسش شلوغ نکنی وگرنه تو رو از سر جات بلند می کنه و به صندلی مرگ می بره....

فوق تخصص اطفال داره ولی از فرط اشتیاق به تدریس آیین زندگی مشغوله! ( کی می دونه شاید درس دیگه ای نبوده )

خلاصه که اگه موبایلتون bluetooth داشته باشه می تونید آخرین زنگ هفته رو با خوشی زیادی به پایان برسونید.

 

+ نویسنده: مهرشاد جعفری
تاریخ: چهارشنبه نهم آبان 1386
ساعت: 17:22


.:: ای چهار شنبه عزیز ::.

بچه ها هیچ دقت کردین این چهار شنبه ها چقدر مفیده......

از صبح که میایم دانشکده وقتی میریم سر کلاس اناتومی

دکتر یه ربع، بیست دقیقه دیر می رسن بعد با آوردن دلایلی

 ائم از امتحان بچه های پزشکی و ترافیک و غیره دلیل دیر رسیدن

خودشون رو بیان می کنند. سپس درس شروع می شه

 (البته اگر کامپیوتر اذیت نکنه). اول درس سعی می کنم خوب حواسم

رو جمع صحبت های استاد کنم و تند و تند جزوه بر دارم .اما آخر های کلاس

که خسته می شم وسرعت استاد هم در ارائه مطالب شدت می گیره تقریبا

 مستمع آزاد می شم و تنها امیدم به جزوه ای است که بچه ها قرار بنویسن.

زنگ بعد همان طور که خودتون می دونید درس به ظاهر ساده تفسیر قرآن اون

هم از نوع موضوعی را داریم. در این کلاس بچه ها به چند دسته تقسیم می شوند.

عده ای از این زنگ برای تجدید قوای از دست رفتشون در زنگ آناتومی استفاده می کنند.

عده ای هم گرم شوخی و مزاح های با مزه و بی مزه هستند.

کسانی هم منتظر هستند تا استاد حرفی بزنند و فورا از او انتقاد کنند و بحث رو

 به چالش بکشند و کسانی هم سخنان استاد رو تایید می کنند.

و البته هستند افرادی که از اول تا اخر کلاس به سخنان استاد گوش جان فرا داده

و از آن ها نهایت استفاده رو می برند.خوش به حالشون  (چهره این گونه افراد)

و در نهایت بعد از خوردن ناهار نوبت کلاس آیین زندگی می رسه.(به به)

کلاسی بسیار شاد و پویا که تمام بچه ها در آن به صورت فعالانه در بحث ها

شرکت می کنند. انسان وقتی وارد این کلاس می شود و چهره های دانشجویان

را نگاه می کند اصلا ذره ای کسلی و خمودگی احساس نمی کند.

با اینکه این کلاس در سا عات ۱الی ۳ بعد از ظهر بر گزار می شود ولی

دانشجویان تمام مطالب را بدون کم و کاست در کلاس فرا گرفته به طوری که

تا هفته بعد بدون هیچ گونه مطاله اضافی تمام مطالب را به یاد دارند،و جالب تر

از آن اینکه امروز فهمیدیم که دانشجویان پزشکی هم همین وضعیت را دارند.

در آخر ببخشید اگر سرتون رو درد آوردم ولی آخه حیف بود که این موارد ذکر نشه

ای خدا چی می شد اگه چند تا چهار شنبه تو هفته خلق می کردی......... 

 اگر لطف کرده و نظر خود را درج نمایید سپاس گزار می شوم.

 

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: چهارشنبه نهم آبان 1386
ساعت: 15:22


.:: بیایید بترکونیم ::.

به به واقعا به به!

آقا بلاگ تازه داره جون می گیره.

اقا نوید گل هم که وارد گود شد(ایول ایول داش نوید ایول) فقط کافی بچه های دیگه هم دست به قلم بشن.(هر چیزی دلتون خواست بنویسید خجالت نکشید!)

این حسین هم که پاک آبروی مارو برد از سایتهای دیگه کپی میشه یعنی چی؟ بنده خدا هر حرفی رو که جلوی همه نمی زنن!بگذریم...

حقیقتش ما وقتی این بلاگ راه انداختیم(البته با ابتکار حاج حسین) فکر نمی کردیم این قدر کارمون بگیره ولی حالا که کار به اینجا کشیده بیاین با کمک هم دانشکده دندان بترکونیم!

در  آخر هم میخوام بهتون وعده بدم تا چند وقت دیگه یه سورپرایز براتون دارم

حتما هروقت تونستید سری به بلاگ بزنید

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: سه شنبه هشتم آبان 1386
ساعت: 20:11


.:: ::.

سلام :

اول از همه می خواستم از حسین آقا که بانی این وبلاگ بودند تشکر کنم.  

بعد خواستم بگم که بچه ها خسته نباشین! می دونم این کلاس بهداشت کلاس

 بسیار سنگینی ولی خواهش می کنم تحمل کنید و در این کلاس غیبت نکنید .                         

 چون من و چند تا از بچه ها(یعنی اکثرمون) امروز تازه قدر این کلاس رو فهمیدیم.

این کلاس باعث میشه که روابط پیشرفته از نوع" بلوتوثی" بسیار گسترش پیدا کنه                     

 و هزاران فایده دیگه این کلاس که در اینجا بدلیل مسایل امنیتی ذکر نخواهد شد ....

پس بیایید با هم قدر این کلاس با ارزش را بدانیم ...............  

دوم اینکه یه موقع به اونا که هیچ جزوه ای نمی نویسند بد نگذره...

یا حتی اونایی که جزوه های بسیار آسونو می ذارن یک هفته بعد می دن

بابا یکم از ما ها که جزوه آناتومی رو می نویسیم یاد بگیرید.

خلاصه صبر و تحمل ما هم یه حدی داره یه دفعه دیدین که

جزوه آناتومی رو دیگه نمی بینین!

در آخر هم خواستم  از آقای نمایشی که با دانشجویان دندانپزشکی                             

(مخصوصا با پسر ها) همکاری و مشارکت دارند و بدون هیچ                                   

 منتی و با علاقه شخصی خود استخوان ها را در اختیار می گذارند                                     

تا ما بتوانیم از آن ها برای آماده کردن خودمان برای امتحان                                     

 استفاده کنیم تشکر کنم.(نماد خالی بندی) 

 

  

+ نویسنده: نوید ابراهیمی
تاریخ: سه شنبه هشتم آبان 1386
ساعت: 16:31


.:: رشته دانشگاهی دندانپزشکی ::.

 

       هدف : دندانپزشك به تشخيص و درمان بيماري‌هاي دهان و دندان مي‌پردازد و از همين‌رو شايد بهتر باشد كه عنوان اين رشته را دهان‌پزشكي گذاشت.در گذشته دندانپزشكي را مساوي با دندانسازي مي‌دانستند. اما امروزه دندانسازي تنها بخشي از دندانپزشكي است. «رشته دندانپزشكي در مقطع دكتراي عمومي نحوه رعايت بهداشت، پيشگيري و درمان بيماري‌هاي دهان و دندان را آموزش مي‌دهد. دندان‌پزشكي يك علم تخصصي است كه سلامت دهان و دندان را به عنوان عضوي مهم در سلامت جسم و روح، زيبايي و ادا كردن كلمات تامين مي‌كند. همچنين به ياري اين علم مي‌توان بسياري از بيماري‌ها را در مراحل اوليه شناخت و از پيشرفت آن جلوگيري نمود. ماهيت : اين مقطع داراي دو دوره مجزاي 2 و 4 ساله است. كه در 2 سال اول دانشجويان واحدهاي علوم پايه مثل بيوشيمي، آناتومي، بافت‌شناسي، فيزيولوژي، ژنتيك، ميكروب‌شناسي و ايمني‌شناسي را مي‌گذرانند و بعد از 2 سال وارد دوره تخصصي دندانپزشكي شده و دروس اختصاصي خود را در زمينه آسيب‌شناسي فك و دهان، ارتودنسي، اندودنتيكس، پروتزهاي ثابت و اكلوژن، پروتزهاي متحرك و فك و صورت ، پريودنتولوژي، ترميمي و مواد دنداني، بيماري‌هاي دهان و دندان، جراحي دهان و فك و صورت، دندانپزشكي كودكان و راديولوژي دهان و فك و صورت مي‌گذرانند. و در نهايت مي‌توانند بيماري‌هاي دهان و دندان را تشخيص داده و در حد يك دندانپزشك عمومي نسبت به درمان آنها اقدام كنند.» عده‌اي دندانپزشكي را با كار عملي و تكنيكي صرف، يكي مي‌دانند در حالي كه اگر دانشجوي دندانپزشكي تنها فن و تكنيك اين رشته را فراگرفته اما در علوم پايه ضعيف باشد، در نهايت يك دندانساز خواهد شد يعني چنين فردي كار روي دندان را فراگرفته است اما از علم پزشكي بي‌نصيب مي‌باشد. آينده شغلي ، بازار كار، درآمد: امروزه در كشور ما نزديك به 12 هزار دندانپزشك وجود دارد و از سوي ديگر سالانه 18 دانشكده دندانپزشكي دولتي و خصوصي موجود در كشور بيش از 1000 دندانپزشك تربيت مي‌كنند. حال سوال اينجاست كه آيا براي اين تعداد فارغ‌التحصيل رشته دندانپزشكي فرصت‌هاي كاري وجود دارد؟ دكتر افشار در پاسخ به اين سوال مي‌گويد: «امروزه در كشور ما فرصت‌هاي شغلي براي دندانپزشكان جوان به دو دليل عمده محدودتر شده است كه يكي از اين دلايل پيشرفت بهداشت در كشور ماست. يعني خوشبختانه كشور ما نيز مانند ساير كشورهاي جهان در جهت پيشگيري و اهداف بهداشتي حركت كرده و بسياري از بيماري‌ها را مهار و كنترل كرده است. در نتيجه مردم كمتر به پزشكان و دندانپزشكان مراجعه مي‌كنند. از سوي ديگر در چند سال اخير رشد پزشكان و دندانپزشكان نسبت به نرخ رشد جمعيت افزايش يافته است. براي مثال اگر تا 20 سال قبل به ازاي هر 25 هزار نفر يك دندانپزشك وجود داشت حال به ازاي هر 5 يا 6 هزار نفر يك دندانپزشك وجود دارد. البته ذكر عوامل فوق به معناي آن نيست كه هيچ فرصت شغلي براي دندانپزشكان جوان وجود ندارد بلكه در بسياري از شهرستانهاي كشور، ما هنوز شاهد كمبود دندانپزشك هستيم. يعني در حالي كه در بعضي از نقاط كشور به ازاي هر 2 هزار نفر يك دندانپزشك داريم، در نقاط محروم كشورمان به ازاي هر 100 هزار نفر يك دندانپزشك وجود دارد.» دكتر كوثري نيز ضمن تاييد موارد فوق مي‌گويد: «مطمئنا با پيشرفت بهداشت دهان و دندان، فرصت‌هاي شغلي يك دندانپزشك عمومي كاهش پيدا كرده است و البته افزايش تعداد دندانپزشكان جوان بيكار تنها مشكل ايران نيست چون طبق بررسي‌ها و پيش‌بيني‌هاي جوامع علمي خارج از كشور، در سال 2030 ميلادي بهداشت دهان و دندان مردم به اندازه‌اي خوب خواهد بود كه دندانپزشكي عمومي به بخشي از پزشكي عمومي برخواهد گشت و رشته دندانپزشكي تنها جنبه تخصصي پيدا مي‌كند.» توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه : همانطور كه در قسمت‌هاي قبل اشاره شد، عدم تسلط بر علوم پايه و زبان انگليسي، دانشجو را از مقولات علمي دور مي‌كند و صرفا به او توانايي انجام كارهاي عملي اين رشته را مي‌دهد. هرآنچه كه يك دانش‌آموز در درس زيست‌شناسي دوره دبيرستان خود فرا مي‌گيرد به نحوي به رشته دندانپزشكي ارتباط دارد بخصوص دو بخش فيزيولوژي و آسيب‌شناسي كه دانشجويان دندانپزشكي در دو سال اول تحصيل خود با وسعت و عمق بيشتري نسبت به دوره دبيرستان مطالعه مي‌كنند. همچنين دانشجوي اين رشته بايد از دستهايي ماهر و توانمند برخوردار باشد چون بسياري از كارهاي دندانپزشكي از تراش دندان گرفته تا بازسازي دندان نياز به دستهايي هنرمند و توانا دارد تا بتوان به نحو احسن كارهاي ظريف دندانپزشكي را انجام داد. برخورداري از سلامت كامل جسمي و رواني و قابليت انجام كارهاي بسيار دقيق علمي، عملي، كلينيكي براي داوطلبان اين رشته بسيار ضروري است. خلاقيت و مهارت در كار دست و همچنين برخورداري از خلاقيت و ديد هنري، دانشجو را در انجام كارهاي عملي اين رشته و انجام مهارت‌هاي لازم در پياده كردن آموخته‌هاي آن، كمك بسيار مي‌كند. وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: امكان ادامه تحصيل فوق دكترا در رشته‌هاي مختلف دندان‌پزشكي در ايران وجود دارد. تعداد وعناوين واحدهاي اصلي و اختصاصي: طول دوره دندان‌پزشكي پنج سال است و درسهاي آن در سه بخش : عمومي ، پايه و اختصاصي برنامه‌ريزي شده است كه از لحاظ نحوه تعليم و تدريس، به درسهاي نظري ، عملي – نظري، عملي تقسيم مي‌شود. اين دوره شامل دو مرحله است: مرحله اول (5/1 سال) : در اين مرحله دانشجويان درسهاي نظري و عملي علوم پايه و عمومي را در دانشگاه (كلاس و آزمايشگاه)‌ مي‌گذرانند. مرحله دوم (5/3 سال) : در اين مرحله دانشجويان درسهاي تخصصي را در دانشگاه (كلاس و بخشهاي كلينيكي) فرا مي‌گيرند و به منظور برخورداري از كارايي آموزشي- درماني، بيشتر اين دوره تحصيلي را در بخشهاي كلينيكي دانشكده و بيمارستانهاي وابسته به ارائه خدمات بهداشتي و درماني مي‌پردازند؛ لازم به تذكر است كه گذراندن درسهاي پايه براي ورود به دوره كلينيكي (مرحله دوم) ضروري است. نظام آموزشي مطابق آيين‌نامه مصوب شوراي عالي برنامه‌ريزي است و هر واحد درس نظري 17 ساعت و هر واحد درس عملي 34 ساعت است. كل واحدهاي درسي اين دوره 203 واحد است. درسهاي پايه درسهاي پايه به درسهايي گفته مي‌شوند كه زمينه‌ساز ورود دانشجو به درسهاي اصلي و تخصصي و فراگيري آنهايند. در اين رشته درسهاي پايه جمعا به تعداد 43 واحد درسي است كه عبارتند از: فيزيك پزشكي ، بيوشيمي ، بافت‌شناسي انساني، جنين‌شناسي، تشريح ، ژنتيك انساني، ميكروب‌شناسي، ايمني شناسي، فيزيولوژي، روان‌شناسي عمومي، آسيب‌شناسي عمومي. درسهاي اختصاصي درسهاي تخصصي به درسهايي گفته مي‌شود كه اطلاعات و آگاهيهاي لازم را درباره رشته تخصصي به دانشجو داده، او را با مفاهيم تخصصي و عمده رشته مورد نظر آشنا مي‌كند و آموزشهاي لازم را به او مي‌دهند. در رشته دندان‌پزشكي درسهاي تخصصي عبارتند از: كالبدشناسي و مرفولوژي دندان، زبان خارجي اختصاصي، جنين و بافت‌شناسي فك و دهان ، آسيب‌شناسي دهان، ارتودنسي، اندودنتيكس، بيماريهاي دهان و تشخيص ، بيولوژي دهان، پريودنتولوژي، دندان‌پزشكي ترميمي(پروتز متحرك پارسيل، پروتز ثابت ، پروتز كامل) جراحي دهان و فك و صورت ، دندان‌پزشكي كودكان، راديولوژي دهان ، گوش و حلق و بيني ، نظام پزشكي و طب قانوني، بهداشت عمومي و اكولوژي ، بهداشت محيط زيست ، دندان‌پزشكي مجتمعي ، بيماريهاي رواني ، بيماريهاي دروني، فارماكولوژي ، بهداشت دهان و تغذيه و ندان‌پزشكي پيشگيري مواد دنداني و پايان‌نامه (رساله)‌. دانشجويان در سال چهارم با تاييد استاد راهنما، موضوعي را براي پايان‌نامه انتخاب وراجع به آن تحقيقاتي را آغاز مي‌نمايند، ولي واحد پايان‌نامه در سال آخر محاسبه خواهد گرديد كه در آن زمان دانشجو پايان‌نامه را به هيات داوران منتخب ارائه و از آن دفاع مي‌نمايد. خلاصه‌اي از مطالب مطرح شده بعضي از درسهاي تخصصي الزامي: اندودنتيكس: مطالب اين درس شامل بررسي اتيولوژي، تشخيص، پيشگيري و درمان بيماريهاي پالپي و بافتهاي نگهدارنده دندان‌ناشي از ضايعات پالپ به منظور حفظ سلامت و نگهداري دندانهاي طبيعي است. بيماريهاي دهان و تشخيص : در درس بيماريهاي دهان و تشخيص، به شناسايي ، تشخيص كلينيكي و پاراكلينيكي ضايعات حفره دهان و درمان ضايعات مخاطي آن و ارتباط آن با ساير بيماريهاي بدن پرداخته مي‌شود. پروتزهاي دنداني: در اين درس در ارتباط با مسائل ترميمي و بازسازي دستگاه جونده (دندانها و ساختمان مجاور كناري صورت) از طريق پروتزهاي ثابت، متحرك (پارسيل و كامل) و فك و صورت بحث مي‌شود. همچنين مسائل مربوط به اصول اكلوژن در اين رشته مورد تدريس علمي – عملي قرار مي‌گيرد. راديولوژي: درس راديولوژي يكي از درسهاي دندان‌پزشكي و از علوم اساسي جهت دستيابي و شناسايي حالات طبيعي و غيرطبيعي استخوان فكها و دندانها مي‌باشد. دندان‌پزشكي كودكان: درس دندان‌پزشكي كودكان، قسمتي از درسهاي دندان‌پزشكي است كه شامل : تشخيص، پيشگيري و درمان بيماري‌ دهان و دندان كودكان، معلولان و معلولان ذهني و شناسايي رابطه آن با سلامت عمومي آنها مي‌باشد. دندان‌پزشكي ترميمي : اين درس شامل بررسي اتيولوژي ، تشخيص ، پيشگيري و درمان و ترميم ضايعات بافتهاي سخت دنداني به منظور حفظ سلامت و زيبايي دندانهاي طبيعي و بافتهاي نگه‌دارنده آنهاست. رشته‌هاي مشابه و نزديك به اين رشته : وجوه مشترك علمي وسيعي كه اين رشته با رشته پزشكي دارد، به دندان‌پزشك اين مهارت را مي‌دهد تا با شناخت همه جانبه ساختمان بدن و فيزيوپاتولوژي آن خدمات و درمان‌هاي لازم را در راستاي تخصصي خود ارائه دهد. وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر : اگرچه اهميت رشته دندان‌پزشكي در شهرهاي بزرگ و متوسط تا حدود زيادي روشن است، اما متاسفانه هنوز اين رشته نتوانسته است ارزش والاي خود را در شهرهاي كوچك و روستاها، آن‌چنان كه بايد نشان دهد. گرايش روزافزون داوطلبان به اين رشته و مراجعه رو به افزايش شهروندان به شاغلان اين حرفه ، مي‌تواند اهميت قابل ملاحظه و نياز به متخصصان را در اين رشته ، حتي در مقايسه با ساير رشته‌هاي پزشكي به وضوح نشان دهد. نكات تكميلي : اما تحصيل در اين رشته خالي از مشكل نيست . دكتر صنوبري نيز در مورد دشواري‌ها و مشكلات اين رشته مي‌گويد: «دندانپزشكي حرفه‌اي است كه با كارهاي عملي بر روي بيمار همراه است، بنابراين امكان انتقال بيماري‌هاي عفوني مثل «هپاتيت» يا «ايدز» از بيمار به پزشك بسيار زياد است و دندانپزشكان بايد همواره به اصول كنترل عفونت توجه داشته باشند چون يك كوتاهي يا اشتباه مي‌تواند براي آنها عواقب ناخوشايندي داشته باشد. همچنين يك دندانپزشك بايد بطور مرتب نرمش و ورزش كند تا دچار كمردرد و پادرد مزمن نگردد.»

+ نویسنده: آرش طهماسبی
تاریخ: چهارشنبه دوم آبان 1386
ساعت: 19:10